عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

63

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

عدد حمّام‌هاى خرّم‌آباد شش باب حمام . [ تعداد ] يهود قريب چهارصد نفر . دكان سنگك [ پزى ] يك باب . نان لواش يك باب ، مابقى ساجى در خانه‌ها است . كلاهدوزى ندارد و اجزاى حكومت اعتنايى به هيچ‌كدام از مأمورين نكردند . چون چشم بعضى از همراهان را برف زده بود ، گفتند علاج آن را ، جو را سوزانيده ، روغن آن را گرفته ، پشت چشم بمالند ؛ ديگر آب سير يا پياز در چشم بريزند ؛ و برف‌زدگى پا را بايد آب نمك و برف ماليد به پا تا حرارت يابد و نبايد نزديك آتش برود . سوارهء دويرن 14 شاهسون 218 نفر به سرهنگى « 1 » . . . . . . . . . . . . . . « 2 » در خرم آباد بودند و 200 نفر در دزفول به سرتيپى آقا جان خان نايب الحكومه . براى تهيّه و تدارك حركت حقير به سمت دزفول از جهت مال بنه « 3 » و سوار و سرباز به نايب الحكومه اظهار شد ، عذر خواست و هكذا از خود حكومت . پس جناب ناظم خلوت تدارك بنده و همراهان را ديده ، روانه نمودند و صورت واقعه را به جناب امين السّلطان اطّلاعا تلگرام زديم . نوّاب ضياء الدّوله روز سه‌شنبه 19 [ جمادى الاولى ] از كناركشكان 15 وارد خرّم‌آباد شدند . در شب يكشنبه 24 [ جمادى الاولى ] كه بنا هست فردا حركت كنيم نقشهء طرح قلعه‌جات عرض راه لرستان و تلگرافخانه و پستخانه را به ايشان سپرديم كه بسپارند مشغول شوند . ايام توقّف در خرّم‌آباد اغلب باران مىباريد و هوا ملايم بود . روز يكشنبه 24 جمادى الاولى از خرّم‌آباد خارج شده ، حركت نموديم به سمت شهنشاه 16 . همراهان : محمد حسن ميرزا مهندس . ميرزا عبد اللّه طبيب ، استاد حسين معمار ، حاجى كربلايى و ميرزا عبد اللّه مهندس . [ چاكر ] استاد مهدى معمار [ را ] كه از تبعهء جناب ناظم خلوت بودند ، به همراه برد تا دزفول براى نمايش « 4 » راه و يافتن دستورالعمل كه بعد مشغول شوند به كار . حاجى كربلايى را هم با كمال احترام پذيرايى نمود تا دزفول و تنخواه او را برات به حوالهء حكومت عربستان [ داد ] و آن‌جا به او رسيد به انضمام ساير امانت‌هايش از قبيل عبا « 5 » و شال و لبّاده و كشكول و غيره . مدّت سه ساعت [ راه ] پيموديم . برف سختى گرفت و سرماى زياد . قريهء شهنشاه امام‌زاده [ اى ] به همين اسم دارد و قريب يكصد خانوار رعيّت غارت‌زده كه بيرانوند . « 6 » در حكومت

--> ( 1 ) . فرماندهى ( 2 ) . نام ذكر نشده است . ( 3 ) . چهارپاى باركش ( 4 ) . نشان دادن ، ارائه ( 5 ) . در نسخه خطّى : از قبيل و عبا . ( 6 ) . در نسخهء خطّى : بيرانه‌وند